X
تبلیغات
رایتل

همشهری جوان

پاتوق دوستداران همشهری جوان

همشهری جوان، پنج سال پیش




ایمان جلیلی مرد شماره یک این شماره بود؛ هم پرونده جمع‌وجور و هیجان‌انگیز جلد را نوشته بود، هم گزارش اختصاصی مجله از مراسم افطاری جوان‌ها با رهبر انقلاب. گزارشی که جلیلی خاطره بامزه‌ای هم درباره پشت صحنه آن دارد: «تازه وقتی متوجه جدی بودن ماجرا شدم که رنو پنج فریدالدین حداد عادل پیچید توی خیابان پاستور. از دو روز پیش‌ترش توی تحریریه بحث تهیه یک گزارش متفاوت از دیدار رهبری با دانشجوها و مراسم افطاری دانشجویی مطرح شده بود اما همه فکر می‌کردند این سوژه هم مثل خیلی از بلند پروازی‌هایمان به مطلب تبدیل نخواهد شد. مقصد اول دفتری بود چند کوچه پایین‌تر از بیت. جایی که مردی میانسال و خوش برخورد به استقبالمان آمد. بعد از یک گشت کوتاه و آشنایی با فضا سری به آشپزخانه زدیم. جایی که بوی زرشک پلو با مرغ آدم گرسنه را حسابی گیج می‌کرد. همزمان چند تا جوان مشغول چیدن سفره افطاری بودند. سختی کار از جایی شروع شد که از عکاس‌ها خواهش کردم از مراحل آماده‌سازی افطار عکس بگیرند. برایشان کمی عجیب بود این کار. زیر بار نمی‌رفتند. اما آخر سر رضایت دادند چند فریم برای مجله عکس پشت صحنه بگیرند. مراسم که شروع شد، بقیه بچه‌های مجله هم کم کم رسیدند. من اما ماموریت داشتم هر از گاهی بلند شوم و سری به سرسرای آن پشت بزنم و از مراحل آماده کردن سفره گزارش بگیرم. هر بار باید از بین آدم مهم‌هایی که به ردیف کنار دیوار نشسته بودند رد می‌شدم. آن آقای مهربان مجوز عبورم بود. بنده خدا هر بار که من اشاره می‌کردم خودش را می‌رساند این ور سالن و من را یک جوری که کسی عصبانی نشود می‌برد آن طرف. احساس عجیبی بود. آن آقا را همه می‌شناختند، آدم یک جورهایی احساس مهم بودن می‌کرد!»
   

به صحنه جرم خوش آمدید
یک کارآگاه ایرانی برای اینکه راز یک جنایت را کشف و فاش کند، از چه ابزار پیشرفته‌ای استفاده می‌کند؟ این لباس شخصی‌ها چه اطلاعاتی دارند؟ در اتاق‌های تنگ و تاریک بازجویی چه می‌گذرد؟ در پرونده‌ای چهار صفحه‌ای رفته بودیم سراغ جواب این سوال‌ها که هرکدام جزئیات شنیدنی داشت. از مراحل بررسی صحنه جرم و زیر و بم کار مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی تا آزمایشگاه‌های مخصوص این کار و گفت‌وگو با رئیس پلیس آگاهی کشور. اگر به این شماره سر بزنید، راه و رسم پوآرو شدن هم دست‌تان می‌آید.

 

 

آخ که این عشق چه می‌کند
مرد مسن جاافتاده عاشق دختر خوش آب و رنگ شده و گیر افتاده بود. قصه «حاج یونس» هر چقدر بیشتر پیش می‌رفت، بیننده‌های بیشتری درگیرش می‌شدند. سریال «میوه ممنوعه» با این داستان داغش حسابی پربیننده‌ شده بود و بحث‌های زیادی بر سرش راه افتاده بود. ما هم رفته بودیم سراغ حسن فتحی که می‌گفت «این یکی از مذهبی‌ترین سریال‌هایی است که من ساخته‌ام» و گفت‌وگوی مفصلی را با او تدارک دیده بودیم. در ادامه این پرونده شش صفحه‌ای سید احسان عمادی درباره همه «حاج‌ یونس»‌های سینمای ایران نوشته بود. از شیخ صنعان‌هایی که درگیر عشق و هوس می‌شوند.

تاریخ ارسال: 1391/08/04 ساعت 09:41 | نویسنده: امیرحسین | چاپ مطلب 1 نظر