جذاب؛ مثل نود!

مکان: دانشگاه صنعتی شریف
درس: زبان تخصصی
حالا چندین و چند سالی می شود که بعد از دعواها و جنجال های دوشنبه شبهای شبکه 3، پس از یک بامداد کاملا فوتبالی، شال و کلاه می کند و با همه حرف و حدیث هایی که هر روز انتظارش را می کشد، سر کلاس درس حاضر می شود؛ بدون تاخیر و حاشیه! دانشجوهایش هم که عادت کرده اند به شب نخوابیدن های فوتبالی، با چشم های خوابزده، انتظارش را می کشند. روز بعد از پخش برنامه نود (یعنی سهشنبهها) حدود 20 تا 25 نفر از دانشجویان صنایع در کلاس مجری نود می نشینند تا از زبان او، زبان تخصصی یاد بگیرند. کلاس عادل فردوسی پور، یک برنامه نود جمع و جور است؛ جذاب، پر بحث و البته کاملا انگلیسی.
*
بعدازظهرها وقتی میآید سر کلاس نگاهی می اندازد و اول از همه غریبه ها را شناسایی می کند. کلاسش آنقدر جذاب هست که همیشه تعدادی از دانشجویانی که این واحد را پاس کردهاند، دوباره بیایند و بنشینند سر کلاس. گاهی هم از دانشگاه های دیگر مهمان کلاس می شوند؛ ولی دلیل اغلب آنها مشهور بودن استادش نیست؛ تسلطش است.
بر عکس خیلی از استادها «عادل فردوسی پور» دقیقا سر موقع به کلاس می آید. بجای تاخیر 15 دقیقه ای که همه استادها برای حاضر شدن دانشجویان سر کلاس در نظر می گیرند، او به موقع میآید تا قبل از آغاز درس، با همه خوش و بش کرده باشد و حاشیه های کلاس را بگیرد. معمولا روال کلاس به این شکل است که یکی از شاگردان شروع می کند که «استاد! دیشب در برنامه...» با همین جمله ساده است که نقد و بررسی فوتبال (با محوریت خود عادل و برنامه اش) شروع می شود. اگر هم خودش از چیزی ناراحت باشد و حاشیه یا نکته ای در دلش مانده باشد، اصلا نیازی به این حرف ها نیست؛ خودش شروع می کند به حرف زدن که دیشب در برنامه این اتفاق افتاد و این طور شد و... خیلی وقتها هم بچه ها حسابی سوال پیچش می کنند که چرا دیشب این را گفتید یا چرا آن را نگفتید؟ البته او با این همه تجربه و سابقه فراوان مجریگری در برنامه جنجالی فوتبال، معمولا در 99 درصد موارد، ایرادها را قبول نمیکند ولی برای رد همه نظرها دلیل می آورد، کاری نمی کند که یک وقت بچه ها دلگیر شوند. سر بعضی از کلاس ها که دختران (استثنائا!) اهل فوتبال نیستند و بدون هر عکسالعملی به دکتر عادل فردوسی پور نگاه می کنند، با خنده بر می گردد به سمتشان و با دست توپ را نشان می دهد و می گوید: «توپ... توپ فوتبال، می دونید چیه؟ فوتبال... یک نوع ورزشه. 90 هم یک برنامه است...» این ها را می گوید و بحث خودش را ادامه می دهد. از آیتمهای برنامه یا بعضی از مسائل حاشیه ای و پشت پرده که فقط مخصوص این کلاس است، می گوید. البته حواسش هست که همه این بحث ها از یک ربع تجاوز نکند. حتی اگر بحثهای فوتبالی و غیر درسی بالا بگیرد، حواسش هست که زمان درس را نگیرد. با چند نگاه به ساعتش، این نکته را عملا به بچهها نشان میدهد.
از همه دانشجوها که بپرسی، تاکید می کنند که تا به حال کسی سر کلاس عصبانیتش را ندیده، خنده هایش را همه به یاد دارند (مثل همه ما بینندگان برنامه 90) اما عصبانیتش را نه! رابطه اش با شاگردانش راحت تر از رابطه معمول استاد و دانشجویی است، شاید بخاطر نزدیکی سن و سال باشد و البته صمیمیتی که در همه این سال ها باعث شده تا حتی فوتبالی ها هم با او صمیمی باشند و «عادل» بنامندش؛ ولی درس سر جای خودش است، نوبت درس که بشود، شوخی ندارد و با جدیت آغاز می کند و بروبچه ها هم یاد گرفته اند که بحث و درس را با هم یکی نکنند.
هر کلاس چند بخش دارد؛ reading, film, free discussion (بحث آزاد). همیشه هم اول کلاس در مورد بحث های آزادش تذکر می دهد که اصولا حرف سیاسی ممنوع! قبل از اینکه درس را آغاز کند، از چند نفری درس می پرسد. بعد هم می رود پای تخته وایت برد و درس جدید را شروع می کند. دست خط انگلیسیاش که از فارسی هم بهتر است. دقیقا همان حرکات و خنده های برنامه نود را به زبان انگلیسی تصور کنید؛ می شود دکتر عادل فردوسی پور!
به قول دانشجویان قدیمیاش، پخش فیلم برای خودش سوژه ای است. حدود 5 سالی هست که عادل فقط فیلم مستندی از زندگی "بابی چارلتون" را سر کلاس پخش می کند و همین دستمایه طعنه بچه های قدیمی کلاس هم شده. کلاس عادل فردوسی پور 2 بخش دارد. برای اینکه دانشجویان یک وقت، قسمتی از کلاس را نیایند و بپیچانند، 2 بار حضور و غیاب می کند. ولی خودش همیشه کلاس دوم را زودتر تعطیل می کند.
موبایلش سر کلاس همیشه silentاست ولی اگر شاگردانش تا آخر کلاس صبر کنند و کمی دور استاد حلقه بزنند، تمام پیام های صوتی اش را می شنوند. یکی یکی پیام ها را با صدای بلند گوش می دهد و اگر هم بخواهد جواب بدهد، باز روی بلندگو شماره را می گیرد و همان جا صحبت می کند. ولی معمولا همیشه آن قدر حواسش هست که کسی از کلاسش سوژه ای نگیرد. جذابیت های کلاس فردوسی پور فقط به آن چیزی که در داخل اتاق درس اتفاق می افتد، نیست، ماجراهای آقای 90 تا بیرون دانشگاه هم ادامه دارد. برخوردهای کنجکاوانه دانشجوهای دیگر، رهگذران خیابان تا هنگام سوار شدن به خودرو ادامه دارد. خودرواش قابلیت های زیادی دارد. یعنی به جز اینکه وسیله حمل و نقل است، نقش کمد لباس همراه را هم دارد! صندلی عقبش پر از لباس و وسایل و روزنامه ورزشی است. خب وقتی هم مجری باشی و هم استاد، هم بروی سر تمرین و فوتبال بازی کنی و سری به مصاحبه های خبری بزنی، حتما لازم است چند دست لباس با خودت داشته باشی. از در دانشگاه که می آید بیرون، می شود همان مجری محبوب تلویزیون که بعضی ها برای امضایش سرودست می شکنند و کلی برایش هورا می کشند یا از فلان برخوردش انتقاد می کنند. دکتر، خارج از دانشگاه صنعتی شریف، همان فردوسی پور فونبالی خودمان است.
خوانندگان همشهری جوان سالهاست که او را میشناسند؛ متولد 1356 و از دانشآموختگان دانشگاه صنعتی شریف، در رشته مهندسی صنایع.
علاقهاش به وادی فرهنگ، رسولی را از همان سالهای میانی دانشجویی به مطبوعات کشاند. او از آغاز انتشار همشهری جوان در دی ماه 83 به عنوان دبیر تحریریه همکار این مجله بوده تا اینکه از اوسط سال 88 مسئولیت سردبیری همشهری جوان را به عهده گرفت.
سید جواد رسولی آماده است تا به پرسشهای شما پاسخ دهد.

دیماه 83 در موسسه همشهری اتفاقی نو افتاد؛ مجله همشهری جوان، به عنوان اولین نشریه مستقل از روزنامه همشهری روی دکههای مطبوعاتی رفت. همشهری جوان تا به امروز تلاش کرده است پاتوقی دنج و مورد اعتماد برای جوانان باشد.
تجربه موفق همشهری جوان به تدریج زمینه را برای توسعه نشریات موسسه همشهری باز کرده است؛ نشریاتی متنوع که اکنون تحت عنوان گروه مجلات همشهری، در دسترس خوانندگان قرار داشته و هر یک اتفاقی خوب در مطبوعات همژانر خود محسوب میشوند.
مهدی:
سلام. خواستم از همه بچههای همشهری جوان تشکر کنم. یه سوال هم داشتم. اینکه چرا همشهری جوان به بچههای پایینشهر زیاد توجه نمیکنه. انگار مجله رو دارین برای جوونای بالا شهر منتشر میکنین
رسولی: تلاش ما این بوده است تا مجله همشهری جوان متعلق به همه جوان های ایرانی باشد. ای کاش به مصداقی اشاره می کردید تا بیشتر متوجه این ایراد مجله از زاویه دید شما می شدم.
الیاس:
به کار در مطبوعات علاقه دارم من را راهنمایی بفرمایید.با تشکر.
رسولی: می توانید با دفتر نشریه همشهری جوان و یا هر کدام از نشریات متعدد گروه مجلات همشهری تماس بگیرید و با راهنمایی مسئولین مجله و ارائه نمونه کارهایی که تا به حال انجام داده اید قدم اول را بردارید. برای ارتباط با بنده یا همکاران دیگر می توانیداز بخش ارتباط با ما در همین سایت، استفاده کنید. موفق باشید.
امیرحسین:
با عرض سلام و یه خسته نباشی جانانه خدمت آقای رسولی عزیز... چند تا گله داشتم ازتون که فکر نمی کنم پاسخ بدین ... یکی اینکه مجلتون غرق در تبلیغات شده و یه جورایی انگار دارین آب میبندین بهش... دوم اینکه به حوادث بعد از انتخابات اصلا نپرداختین من به مجله شما به عنوان یه مجله بی طرف نگاه می کردم ولی اون شماره ایران آرامش دعا نشون داد کاملا به طرفداری از یک جریان خاص سیاسی هستین.
رسولی:
1. اضافه شدن حجم آگهی ها به معنای آب بستن به مجله نیست. ما هر شماره مجبوریم چندین صفحه آماده از مجله را کنار بگذاریم تا جا برای آگهی ها باز شود. حتما می دانید بحث اقتصاد مطبوعاتی هم یکی از بحث های جدی و حرفه ای دنیای مطبوعات است و هر نشریه ای برای رسیدن به استقلال مالی به آن نیازمند است.
2. رویکرد همشهری جوان از ابتدای تاسیس تا الان روشن بوده. همشهری جوان نشریه ای معتقد و ملتزم به نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و هست. طبیعی است که به بعضی رویدادها و روش ها نقدهایی جدی داریم که از بیان صریح آنها هم در مسیراصلاح ابایی نیست. با این وجود اطمینان داریم که مسیر کلی حرکت کشورمان ذیل اصل متعالی ولایت فقیه و دو اصل خلل ناپذیر جمهوریت و اسلامیت رو به تکامل است. نوع نگاه ما به حوادث پس از انتخابات هم از این قاعده کلی مستثنی نیست. ضمن این که باید تاکید کنم هیچگاه از هیچ جریان سیاسی طرفداری نکرده ایم.
ابوالفضل ناظمی:
آقای رسولی سلام و خسته نباشید یک سوال اساسی دارم و آن هم اینکه علت این تغییرات پی در پی در شناسنامه مجله که هر هفته شاهد آن هستیم چی می تواند باشد؟ چرا یک هفته اسم یک نفر در این شناسنامه «بولد» می شود و هفته ی بعد اصلا اسمش نیست؟
رسولی:آقای ناظمی عزیز من زیاد با شما موافق نیستم که این تغییرات پی در پی و هر هفته است. ضمن این که رخ دادن برخی تغییرات و آمدن و رفتن همکاران قدیم و جدید را بالاخره باید به شکل مناسبی اطلاع رسانی کرد.
محمد:
ضمن سلام و خسته نباشید به شما. با وجود مشکلات فراوان در عرصه معرفی کتاب به مخاطب ایرانی، مجله داستان همشهری، قدمی نو بود در عرصه نقد و تحلیل کتابهای جدید و همچنین نقدی جدی به اثار هنری. اما متاسفانه ماههاست که این مجله چاپ نمی شود و دفتر تحریریه هم جوابی نمی دهد. خواهشمندم این کار فرخنده را جدی تر دنبال کرده و مشکلات سر راه این مجله را برطرف نمایید.
برای من که از سال 85 خواننده مجلات همشهری بودم به خصوص همشهری جوان اما عامه نویسی و نثر خسته کننده ی نویسندگان باعث شد به داستان همشهری روی بیاورم. با تشکر از زحمات شما
رسولی:خیلی ممنون از تعریفی که از نثر نویسنده های مجله کردی! کتاب داستان همشهری هم به زودی با تغییرات فراوانی که کرده وارد بازار می شود. بقیه تعریف هایت را انشاءالله از این مجله بکن. موفق باشی
ابوالفضل ناظمی:
آقای رسولی سوال آقا مهدی هم خیلی جای تامل دارد. آن وقت اگر بنده به عنوان یک شهرستانی می گویم اولویت مجله با تهرانی هاست می گویید این طور نیست! حالا نگو که اصلا بحث سر شهرستان نیست. مشکل اصلی بالا و پایین شهر تهران است!
رسولی:در جواب آقا مهدی هم عرض کردم که تلاش مجله این است که به همه جوانان ایرانی تعلق داشته باشد. خود بچه های همشهری جوان هر کدام اهل یک نقطه از کشور هستند. از آذربایجان بگیرید تا خراسان و لرستان و فارس و ... . ای کاش خواننده های شهرستانی مجله هم آستین بالا بزنند و در تولید گزارش ها و مطالب خواندنی به ما کمک کنند. اینطوری شاید دیگر نگاه جنوب و شمال و پایتخت و غیر پایتخت هم – که ما زیاد قبولش نداریم- قدری اصلاح شود.

سلام و خسته نباشید؛ از کلیه بیماران قلبی که هیجان و تعجب برای شان مضر است درخواست داریم بی خیال رادیو الان امروز بشوند. ضمنا از جوانان ۲۴ ساله و خانم های ۸۲ ساله هم می خواهیم به دلایلی امروز شنونده برنامه ما نباشند. اما یک خبر شگفت انگیز: یک جوان ۲۴ ساله آرژانتینی با یک خانم ۸۲ ساله ازدواج کرد. این نوگلان بوستان زندگی معتقدند که علاقه زیاد مانع از آن خواهد شد که ۵۸ سال اختلاف سنی مشکلی برای آنان به وجود آورد. ما هم از طرف کل استودیوی رادیو الان برای آنان آرزوی خوشبختی داریم و امیدواریم صاحب چند کاکل زری بشوند. البته با توجه به تصاویری که در اینترنت منتشر شده بود عروس خیلی از داماد سر بود البته در تجربه!! اطلاعات تکمیلی را در رادیو الان جمعه که تعطیل است بخوانید.
وزارت راه وترابری و مسکن و شهرسازی: همان طورکه خبر دارید پدر راه های کشور آقای دکتر بهبهانی استیضاح شد و رئیس جمهور هم آقای نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی را با حفظ سمت به عنوان سرپرست وزیر راه انتخاب کرد. بالگرد آقای نیکزاد هم در اولین روزهای شروع کار جدید دچار سانحه شد.
حالا به نظر شما شباهت وزارت مسکن و شهرسازی با وزارت راه وترابری در چیست؟ ۱ - هر دو با جان مردم سروکار دارند. ۲- موفقیت در هر کدام ناشی از مدیریت و شکست در هر کدام مشیت الهی است که به دست انسان قابل تغییر نیست. ۳ - سر هر دو آن قدر خلوت است که یک نفر می تواند هر دو تایش را اداره کند.
۴ - همه موارد ۵- هیچکدام ۶- گزینه 4 پاسخ های خود را برای ما در قسمت نظرات اعلام کنید. البته با توجه به وجود وزرایی که همزمان توانایی اداره دو وزارت خانه را دارند به نظر می رسد بد نباشد وزارت نفت با وزارت علوم، وزارت آموزش وپرورش با امور خارجه و... ادغام شوند تا در استفاده از وزرا هم صرفه جویی شود.