همشهری جوان

پاتوق دوستداران همشهری جوان

همشهری جوان

پاتوق دوستداران همشهری جوان

علم بهتر است یا سیاست؟



سید طه رسولی:نگرانی در مورد زیاد شدن دی‌اکسید کربن در جو و تاثیر آن بر محیط زیست مال یکی دو دهه‌ اخیر نیست؛ از همان اوایل دهه‌ 70 قرن بیستم دانشمندان نگران گرم شدن زمین بر اثر فعالیت‌های بشر بوده‌اند. البته این وسط سیاسی شدن و جنجالی شدن بحث گرم شدن زمین مربوط به سال‌های اخیر است و طبق معمول همه‌ دعواهای سیاسی بی‌اساس، ریشه‌اش به آمریکا باز می‌گردد. در سال 2004 مایکل کرایتون، دانشمند و نویسنده‌ مشهور رمان‌های تکنو ـ‌ تریلر کتابی با عنوان «وزارت ترس» منتشر کرد که در آن با استفاده از مقاله‌های متعددی از دانشگاه‌ها و مراکز معتبر دعوا علیه نظریه‌ گرم شدن زمین را به گوش مردم عادی رساند. کرایتون اولین کسی نبود که این‌کار را می‌کرد اما فروش خوب رمانش کاری کرد که این بحث بین مردم شدت بگیرد و واکنش‌های زیادی را برانگیزد. نتیجه‌ این کار کرایتون، حمله‌ صدها دانشمند از سراسر دنیا به او بود. حتی پیتر دوران - محقق دانشگاه ایلینویس شیکاگو ـ‌ که کرایتون از نتیجه‌ مقاله‌اش استفاده کرده و ادعا کرده بود دمای قطب جنوب کم که نشده هیچ، در چند سال اخیر سردتر هم شده، بعدا در نیویوک تایمز نوشت نتایج مقاله‌اش مورد سوءاستفاده کرایتون قرار گرفته. دوران کلی سر و صدا راه انداخت وداستان بیخ پیدا کرد. مایکل کرایتون که قبل از «وزارت ترس» همه‌ کتاب‌هایش فیلم‌های خوبی از آب در می‌آمدند یکدفعه با سانسور عمومی مواجه شد. دیگر حرف زدن از کرایتون و کار و بارش راحت نبود. اما داستان مخالف خوانی فقط مال کرایتون نبود که بشود با سانسور حرف‌های نویسنده از خیر همه حرف و شایعه‌های نظریه گرم شدن زمین و... گذشت.
در سال 2005 روزنامه‌نگاری به نام کریس موونی که کارش رد گیری سوءاستفاده از علم در سیاست بود کتابی جنجالی با نام «جنگ جمهوری‌خواهان علیه علم» نوشت که در آن به سیاست‌های بوش مبنی بر سوءاستفاده از حقایق علمی، به خصوص در مورد نظریه‌ گرم شدن زمین پرداخت. مرد روزنامه‌نگار در کتابش حسابی از خجالت آقای رئیس‌جمهور درآمد و هر چه خواست بارش کرد.
در ژانویه 2007، New Scientist از دانشمندانی گفت که ادعا می‌کردند تحت فشار مقامات دولتی هرگونه اشاره به نظریه گرم شدن زمین و تغییرات آب و هوایی را از مقالاتشان حذف می‌کردند. دوباره جنجال به پا شد. در همان سال هم ال گور کتابی نوشت به نام «تجاوز به منطق» و تا می‌توانست به بوش و کابینه‌اش توپید. ال گور ادعا می‌کرد بوش برای حمایت از سران صنعت و کارخانه‌های بزرگ که همه شان منبع آلودگی هستند از حقایق علمی سوءاستفاده می‌کند.
در 14 مارس 2007، Intelligence Squared یک مناظره‌ جنجالی با عنوان «گرم شدن زمین فاجعه نیست» راه انداخت و کارشناسان و دانشمندان فعال موافق و مخالف را روبه‌روی هم قرار داد. قبل از شروع مناظره، رای بیننده‌های مناظره 57 درصد به 30 درصد به نفع موافقان گرم شدن زمین بود. پس از تمام شدن مناظره، رای‌ها به 46 درصد در برابر 42 درصد به نفع موافقان تغییر کرد. نتیجه‌ این مناظره کاملا به نفع مخالفان گرم شدن زمین تمام شد. یک هفته‌ بعد ال گور در سخنرانی معروفش به کرایتون و کتاب «وزارت ترس» اشاره کرد و اساس علمی آن ‌را زیر سوال برد. دعواهای سیاسی آن‌قدر ادامه پیدا کرد که وقتی اوباما مشغول فعالیت‌های انتخاباتی بود سعی می‌کرد در سخنرانی‌های عمومی‌اش به نوعی به نگرانی‌اش درباره گرم شدن زمین اشاره کند. می‌بینید! تاریخ دعواهای سیاسی در مورد این موضوع خیلی بیشتر و بزرگ‌تر از این حرف‌هاست.





دعوا سر چیست؟


«زمین دارد گرم می‌شود.» این جمله آن‌قدر در رسانه‌ها تکرار شده که همه‌ به صورت ناخودآگاه باور کرده‌ایم. وقتی ماه دی از راه می‌رسد و برف نمی‌بارد یا وقتی وسط مرداد در خیابان راه می‌رویم و عرق می‌ریزیم برایمان واضح است که دلیلش همین «گرم شدن زمین» است و بس. اما واقعا زمین چقدر گرم شده؟ سازمان بین‌المللی بررسی تغییرات آب و هوا گزارش خودش را دارد. جماعت دانشمند این سازمان با اشاره به یافته‌های اهالی ناسا می‌گویند میانگین تغییرات دمای زمین در دوره‌ صد ساله‌ قرن بیستم، نزدیک به 74/0 درجه‌ سانتی‌گراد بوده است!
با این اوصاف دفعه‌ بعد که در ماه مرداد در خیابان راه رفتید و عرق ریختید آن ‌را تقصیر گرم شدن هوای زمین نیندازید! انسان حتی به سختی می‌تواند تغییر دمای 3 یا 4 درجه‌ اطرافش را حس کند چه برسد به تغییر 74/0 درجه‌ای؛ آن هم در طول صد سال.
البته درست است که 74/0 درجه در صد سال مقدار واقعا ناچیزی است اما این دلیل نمی‌شود که از اثر چنین تغییری در محیط زیست چشم‌پوشی کنیم. اما دعوا هنوز ادامه دارد. ادامه‌ دعوا این است که اگر همین روند ادامه پیدا کند، در سال 2100 - یعنی صد سال بعد - مقدار افزایش دمای زمین 1/1 درجه می‌شود. درباره‌ اثر گازهای گلخانه‌ای، آب شدن یخ‌های قطب در اثر گرم شدن زمین و پدیده‌های دیگر زیست محیطی حتما شنیده‌اید. بگذارید حالا ببینیم مخالفان نظریه‌ گرم شدن زمین چه می‌گویند و اصلا چرا با چنین موجی که به ظاهر خوب است مخالف می‌کنند؟





دروغ مصلحتی


بیشتر مخالفان نظریه‌ گرم شدن زمین با محیط زیست و محافظت از آن هیچ مشکلی ندارند. بلکه حرفشان این است که گروه‌های زیادی با بزرگ کردن این مشکل مشغول سوءاستفاده‌های مالی و سیاسی هستند. گرم شدن زمین و تغییرات جوی آن‌قدر در رسانه‌ها تکرار شده که حتی مردم هم دیگر احساس خطر می‌کنند. مثلا در دسامبر 2009کمیسیون اروپا نتایج جالبی از یک نظرسنجی عمومی اعلام کرد. تقریبا نیمی از مردم اروپا تغییرات آب و هوایی ناشی از گرم شدن زمین را به عنوان دومین مشکل جدی دنیا می‌دانند و یکی از دغدغه‌های هر روزشان است. مبادا زمین گرم شود و آنها نتوانند برای خودشان کاری کنند. مردم اروپا حتی خطر تغییرات آب و هوایی را مهم‌تر از بحران اقتصادی می‌دانستند!
مخالفان نظریه‌ گرم شدن زمین عقیده دارند نتیجه‌‌ القای این‌جور نگرانی‌های عمومی در ذهن مردم، واریز شدن بیشتر پول‌های میلیونی به حساب پژوهشگران و محققان و سوءاستفاده آنهاست. این گروه از مخالفان نمونه‌های زیادی در تاریخ علم را مثال می‌زنند که معروف‌ترین آنها «نظریه زمستان هسته‌ای» است که در سال 1974 مطرح شد. گروهی از دانشمندان با محاسبات مفصل نشان دادند انفجار چند بمب هسته‌ای می‌تواند به کلی لایه ازن را نابود کند و کاری کند که ذرات معلق در هوا مانع رسیدن نور خورشید به سطح زمین بشوند. از این نظریه کلی دانشمندان سراسر جهان حمایت کردند. نتیجه‌اش هم معلوم بود. فعالیت‌های بیشتری برای منع استفاده از سلاح‌های هسته‌ای در جهان به راه افتاد. البته نتیجه‌ این موج خوب بود اما موضوع اینجاست که حالا دیگر می‌دانیم چنین نظریه‌ای به هیچ‌وجه صحت ندارد.
یک نمونه‌ دیگر هم مساله اغراق شده‌ تنفس دود ناشی از دخانیات برای آدم‌های غیرسیگاری است. بحث رابطه‌ تنفس دود ناشی از سیگار برای اطرافیان و سرطان ریه یکدفعه آن‌قدر جدی شد که خیلی از دولت‌ها مصرف دخانیات در مراکز عمومی را ممنوع کردند. اما هیچ مدرک قابل قبولی برای اثبات این نظریه وجود ندارد. تحقیقات موجود – مانند مقاله‌ «بوفتا» در مجله موسسه ملی سرطان از آکسفورد - نشان می‌دهد تاثیر دود سیگار بر اطرافیان اصلا به آن بزرگی‌ای نیست که مردم تصور می‌کنند و ارتباطی هم با سرطان ریه ندارد. البته نتیجه‌ این سوءاستفاده از علم هم مثبت بود و در راه حفظ سلامت عمومی از آن استفاده شد. ولی نمی‌شود این واقعیت را انکار کرد که از علم سوءاستفاده شده است. حالا هر نتیجه‌ای هم که داشته! مخالفان عقیده دارند گرم شدن کره‌ زمین هم چنین داستانی دارد و عده‌ای برای یک نیت خیر می‌خواهند واقعیت‌ها را جور دیگری جلوه بدهند و اصل داستان این طورها هم که می‌گویند نیست!



علم آماری


گروه دیگری از مخالفان عقیده دارند هنوز هیچ دلیل علمی محکمی درباره رابطه افزایش گازهای گلخانه‌ای ـ‌ به عنوان مثال دی‌اکسید کربن ـ‌ و گرم شدن زمین وجود ندارد. این نتیجه به صورت آماری به دست آمده و نمی‌شود به عنوان حقیقت علمی از آن استفاده کرد. این گروه معتقدند نتایج آمار نباید به هیچ‌وجه به عنوان حقیقت علمی مورد استفاده قرار بگیرد برای اینکه آمار لزوما منشأ یک پدیده را توضیح نمی‌دهد.
مهم‌ترین ایراد این دسته به نمودار سازمان بین‌المللی بررسی تغییرات آب و هوا در فاصله زمانی بین سال‌های 1940 تا 1970 است. همان‌طور که در نمودار مشخص است در این دوره‌ سی‌ساله، میانگین دمای هوا کاهش پیدا کرده است (نمودار شماره1 در باکس بالا). اما در همین مدت روند افزایش دی‌اکسید کربن در جو کاملا افزایشی بوده است. با این اوصاف این نظریه که زیاد شدن دی‌اکسید کربن سبب گرم شدن زمین می‌شود زیر سوال می‌رود.





مدل‌سازی قبول نیست!


بخش زیادی از نگرانی‌ها و به تبع آن، هزینه‌های میلیونی صرف شده مربوط به زیاد شدن دمای زمین در صد سال آینده است. مدل‌سازی‌ها می‌گویند در سال 2100 دمای زمین 1/1 درجه بیشتر خواهد شد. به همین دلیل همه دست و پا می‌زنند تا محیط زیست را از این خطر نجات بدهند. مخالفان این نظر اعتقاد دارند نتایج مدل‌سازی رایانه‌ای نباید به هیچ‌وجه پایه‌ نتیجه‌گیری علمی باشند. مدل‌سازی رایانه‌ای شرایط حال را به آینده نسبت می‌دهد؛ در صورتی‌که هیچ‌کس نمی‌داند در آینده چه شرایطی حکمفرماست و قرار است که در چند سال دیگر چه خبر شود.
کرایتون در سخنرانی معروفش «بیگانه‌های فضایی عامل گرم شدن زمین هستند» مثال جالبی زده. کرایتون می‌گوید اگر به سال 1900 برگردید و از شهروندان نیویورک که وسیله‌ نقلیه‌ ‌شان اسب و کالسکه است بپرسید «نظرشان در مورد آلودگی شهر در صد سال آینده چیست؟» آنها با منطق مدل‌سازی باید پاسخ بدهند: «در حال حاضر مشکل نگهداری اسب و تمیز کردن فضولات اسب‌ها را داریم. با توجه به نرخ فعلی افزایش جمعیت و نیاز مردم به اسب، 100 سال بعد شهر نیویورک پر می‌شود از اسب و فضولات بدبو!» مدل‌سازی‌ها از پیش‌بینی آینده عاجزند و تنها می‌توانند شرایط حال را برای آینده استفاده کنند. کسی که در سال 1900 زندگی می‌کرد به هیچ‌وجه نمی‌توانست تصور کند چیزهایی مانند قطار برقی یا زیردریایی‌های هسته‌ای اختراع خواهند شد.
مخالفان نظریه‌ گرم شدن زمین پیش‌بینی افزایش دما در 100 سال آینده را بی‌اساس می‌دانند و می‌گویند وقتی هنوز هیچ مدل‌سازی موفقی از جو زمین در زمان حال انجام نشده و هنوز هیچ مرکز هواشناسی نمی‌تواند با قطعیت هوای یک ماه بعد را پیش‌بینی کند، چطور می‌شود به پیش‌بینی جوی 100 سال آینده استناد کرد و برای پیشگیری از یک «فاجعه» سرمایه‌گذاری کرد؟!





فاجعه‌ای در راه است؟


کره‌ زمین گرم شده است. گازهای گلخانه‌ای تاثیر منفی‌ای در جو زمین دارند. آسیب لایه ازن سبب به هم خوردن شرایط زندگی موجودات زنده زمین می‌شود. همه‌ این حقایق علمی ثابت شده هستند. موضوع اینجاست که نظریه‌ای مانند گرم شدن زمین چقدر جدی است؟ آیا واقعا فاجعه زیست‌محیطی در راه است یا بزرگ‌نمایی رسانه‌ای است برای جذب بیشتر سرمایه در دانشگاه‌ها و افتتاح موسسه‌های حفظ محیط زیست؟ آیا سوءاستفاده از علم توسط سیاستمدارها در راستای مقاصد خیر قابل توجیه است؟
در یکی دو سال اخیر و پس از مخالفت‌های دانشمندان در برابر نظریه‌ گرم شدن زمین، طرفداران این نظریه کمی عقب‌نشینی کرده‌ و جبهه‌‌شان را تغییر داده‌اند. بحث داغ امروز دیگر «گرم شدن زمین» نیست بلکه «تغییرات ناگهانی آب و هوا» است؛ همان اتفاقی که زمستان 86 در ایران افتاد، همان اتفاقی که در حال حاضر اروپا را زیرورو کرده و همان اتفاقی که هفته پیش سبب شد بخش‌های زیادی از برزیل زیر آب برود. شاید این تغییر موضوع کمی از آتش دعواهای دو طرف کم کند و کاری کند دانشمندان بدون غرض و جهت‌گیری حقایق را بررسی کنند. شاید!




گزارشی خواندنی از گریم های سه بعدی ماندگار در مختارنامه




گیرنده‌هایشان زمان می‌گذراندند، گذشته. الان همه می‌دانند که هیچ معیاری به اندازه یک گریم خوب به فیلم اعتبار و ارزش نمی‌بخشد.



برای همین است که گریمورها گاهی اوقات آن‌قدر روی گریم‌ها وقت می‌گذارند که حتی رگ دست و پاها هم واقعی به نظر می‌آید. در سریال «مختارنامه»، بهترین گریمورهای ایران کنار هم قرار گرفتند و آن‌قدر خوب از عهده کارشان برآمدند که جای هیچ حرف و حدیثی باقی نمانده است. عبدالله اسکندری، خالق ماسک‌های سه‌بعدی‌ای است که توهمات مختار را به تصویر می‌کشد.




اسکندری در مختارنامه مسؤول اجرای گریم‌های سه بعدی است. او درباره تفاوت گریم سه بعدی و معمولی در گفت‌وگوی کوتاهی که داشتیم، گفت: «در این نوع گریم به قطعه چسباندن احتیاج است.



کسی که گریم سه بعدی انجام می‌دهد، باید مجسمه‌سازی بلد باشد. باید به مسائل لابراتواری شیمیایی مسلط باشد اما گریم معمولی به این چیزها نیازی ندارد. در کار مختارنامه گریمور کار، استاد ولدبیگی هستند، ایشان مسؤول انجام گریم‌های معمولی بودند و در گریم‌های اسپشال افکت و سه بعدی هم من کمکشان کردم. در این کار قسمتی مربوط به تخیلاتی است که مختار در ذهن دارد. ساخت و به تصویر کشیدن این تخیلات بعضا ترسناک را که شبیه اشباح بود، من برعهده داشتم.



بعضی از این قسمت‌ها را باید می‌ساختیم و بعضی از بازیگران را توانستیم با گریم‌های متفاوت و سنگین به تصویری که می‌خواستیم نزدیک کنیم.» مسعود ولدبیگی که گریم‌های مختارنامه را برعهده داشت، در میانه کار اسکندری که در پروژه دیگری مشغول به کار بود، به مختارنامه پیوست و به عنوان مشاور کارگردان و مدیر گریم‌های سه‌بعدی مشغول به کار شد.



یکی از گریم‌هایی که خود اسکندری آن را طراحی و اجرا کرد، گریم محمد حنیفه با بازی محمدرضا شریفی‌نیاست که هر روز حدود شش یا هفت ساعت طول می‌کشید. علاوه بر این، بینی متفاوت رضا کیانیان با آن کش و قوس جالبی که دارد، هم حاصل کار اسکندری است و او خودش آن را برای عبدالله بن زبیر طراحی کرده است.



گریم این بازیگر هم تقریبا سه تا چهار ساعت طول می‌کشید. یکی دیگر از گریم‌هایی که دست‌پروده اسکندری است، زخم چشم مختار ثقفی بود. سر کار وقتی ولدبیگی کارش را تمام می‌کرد، اسکندری با صرف وقتی یک یا دو ساعته روی چشم مختار کار می‌کرد تا زخم چشم او آن‌طور که می‌خواهد از آب دربیاید. سال اول از ریش‌های خود عرب نیا استفاده می‌شد اما ‌بعدا برایش ریش طراحی کردند تا سختی کار کمتر شود.




فخیم‌زاده هم در مختارنامه گریم جالبی داشت. لنزهای رنگی او خیلی خوب انتخاب شده بود و قیافه جذابی به کاراکتر عمر سعد داده بود.

نگاه چپ چپ به جشنواره فیلم فجر!




سلام و خسته نباشید! این جا استودیوست و زمان الان است صدای ما را از رادیو الان می شنوید. بله! دیروز داشتیم درباره فیلم و فیلمسازی و جشنواره فیلم فجر صحبت می کردیم؛ ببینید جشنواره فیلم فجر موجودی است بسیار عجیب و منحصر به فرد! طوری که هر سال با ورود یک مدیر جدید به یک شکل و شمایلی درمی آید! امسال هم جشنواره دو بخش جالبناک دارد به نام های نوعی نگاه و نگاه نو! نوعی نگاه به بحث سینمای متفاوت می پردازد و نگاه نو به فیلم های فیلمسازان جوان! خلاصه این اسامی زیبا خیلی الهام بخش هستند طوری که ما هم چند بخش جدید و پیشنهادی داریم تا به جشنواره فیلم فجر اضافه شود.

بخش چرا این طوری نگاه می کنی: ویژه فیلم های تین ایجری با محوریت ازدواج دانشجویی

بخش به قطار شهری نگاه کن: ویژه فیلم های تاریخی با رویکرد حضور در اقیانوس هند!

بخش نگاه چپ چپ: ویژه فیلم هایی که نه مجوز می گیرند نه اکران خواهند شد؛ یعنی فیلم های بد!

بخش نگاه نکن: ویژه فیلم های وحشتناک با رویکرد بازم وحشتناک!

بخش اااا اون جارو نگاه کن (اون جا یعنی توی آسمون) ویژه فیلم های اکشن با رویکرد پروازهای بدون بازگشت هواپیماها

بخش نگاه های ابری: ویژه فیلم های غمگین!

بخش نگاهی برای عروس خوش قدم با یک جیب پرپول ۱۰رقمی: ویژه فیلم های آبگوشتی و طنزهای نازل-(در حاشیه این بخش نگاهی هم به یک عمر فعالیت احمدپورمخبر خواهیم داشت)

فواید حضور جشنواره در مشهد

اما خوشبختانه بعد از کلی کشمکش جشنواره فیلم فجر در مشهد هم برگزار خواهد شد؛ نگاهی گذرا داریم به فواید این اقدام: ۱-خانواده برخی از مسئولان فیلم مجانی نگاه می کنند.۲-اولین جشنواره بین المللی دنیا با اکران بدون نقد و پرسش و پاسخ فیلم های داخلی برگزار می شود. ۳-کار و کاسبی صنف آجیل و خشکبار با رویکرد تخمه ژاپنی رونق می گیرد. ۴-با افزایش مصرف تخمه ژاپنی می فهمیم که واقعا جشنواره بین المللی است. ۵-مردم مشهد بدون استفاده از هواپیماهای مرگ بار می توانند در یک جشنواره بین المللی شرکت کنند.