
سال هشتم، شماره ۳۸۴/ شنبه ۲۰ آبان ۹۱/ ۸۸ صفحه/ ۸۰۰ تومان
گزارش
یه تکست بده معروف شیم/ خوانندههای تازه کار رپ، متن ترانههایشان را از کجا میآورند؟ (صفحه ۲۶)
بکش بپوش/ یک گزارش از اولین جشنواره پر سر و صدای «نقاشی کن، تنت کن» (صفحه ۲۸)
عشاق نیم کرهجنوبی/ وقتی ما میهمان گروه جوانهایی شدیم که عاشق کره جنوبیاند (صفحه ۳۰)
بیشفعالی دارم!/ با خالق «شعر و گرافی» که در شبکههای مجازی حسابی طرفدار دارد (صفحه ۳۲)
آمار طلاهایم را دارم اما به شما نمیگویم/ گفتوگوی متفاوت با مرد
طلایی ایران، کسی که مدعی است اولین قیمت طلا را هر روز در ایران اعلام
میکند (صفحه ۳۴)
سبک زندگی
همه چیز از دماغ شروع می شود/ برای خلاصی از سرماخوردگی پاییزی چه کار کنیم؟ (صفحه ۳۶)
سینما
سینمای بیهدیه/ یک پرونده جمع و جور برای هدیه تهرانی، سوپراستاری که باید پرسید آیا به دوران افول نزدیک شده؟ (صفحه ۴۰)
پاپیونها و هفتتیرها/ مرور همه جیمزباندها از دیروز تا امروز به بهانه اکران «اسکای فال» (صفحه ۴۴)
موضوع ویژه
جنگ سریالها/ نه توهم توطئه است و نه توطئه توهم؛ سریالهای طولانی و کشدار خارجی با چه هدفی ساخته میشوند؟ (صفحه ۴۶)
ورزش
امیدکی روش، امید نظری/ امید نظری سومین بازیکنی است که کیروش از اروپا به تیم ملی دعوت کرده. او چطور بازیکنی است؟ (صفحه ۵۲)
به فیل بزرگ نزدیک میشوید/ روزهای بد تیم ملی برزیل چهطور می گذرد؟ (صفحه ۵۴)
پدر دوپینگ تاریخ/ همه چیز در مورد آرمسترانگ، اسطورهای که با
استفاده عجیبوغریب از مواد نیروزا سالها همه را فریب داده بود (صفحه ۵۶)
موسیقی
بتهوونهای ایرانی/ هنوز کسی زیاد آنها را نمیشناسد اما پدیدههای
جوان موسیقی پاپ ایران آرام و بیسروصدا دارند جهانی میشوند (صفحه ۵۸)
جهان
دوش آب داغ در نیویورک/ روایتی متفاوت از توفان ترسناک سندی (صفحه ۶۰)
روزها
کیش مهر/ هفته کتاب به نام مردی که علامه بود (صفحه ۶۶)
بازها
آیتی باز: پیداش کن!/ ۱۰ جستوجوی خاص گوگل با نتایج غیرمعمولی (صفحه ۷۰)
فیلم باز: درشتنمایی اجتنابناپذیر/ «آینههای روبهرو» فیلمی با یک موضوع حساس (صفحه ۷۲)
کتاب باز: این که گفتی یعنی چه؟/ کتابی برای خورههای کمیک و تنتن (صفحه ۷۴)
موسیقی باز: تهیهکننده: مهناز افشار!/ روزبه نعمتاللهی ۲۲ آبان در برج میلاد (صفحه ۷۵)
عشق +۲
ایراد از فرستنده است یا گیرنده؟/ ابزارهای ارتباطی جدید، ارتباطهای زندگی ما را تقویت کرده یا به آنها آسیب رسانده؟ (صفحه ۷۶)
موفقیت
در جستجوی زمان ازدست رفته/ بعضی از آدمها وقتی که به ۳۰سالگی
میرسند، درمورد انتخابهای اصلی زندگیشان تردید میکنند؛ چیزی که به
بحران ۳۰ سالگی معروف است (صفحه ۷۸)
صفحه آخر
وصیت میکنم فضولی نکنید!/ مهمان این هفته: فواد صفاریانپور (صفحه ۸۰)

فوت کوزهگری فیلمنامه نویسی پیمان و مهراب چیست که اغلب کارهای کمدیشان موفق از آب درآمده؟
از حدود ۲۰ سال پیش که مجموعههای آیتمی شبانه در تلویزیون باب شد، تا وقتی که تغییر فرم داد و به سریالهای کمدی ۹۰ شبی رسید، ویژگیهایی که قرار بود باعث جذابیت مجموعهها –در هر دو فرمش- باشد، دچار تغییراتی شده است. ویژگیهایی که در یک دوره از خلاقیتهای ریز و درشت ریشه گرفتند، پخته شدند، سر و شکل پیدا کردند و باعث اوج گرفتن سریالها شدند. ویژگیهایی که مثل هر عنصر دیگری در نمایش، یک روز به ته خطشان رسیدند و تمام شدند. ویژگیهایی که حالا از شدت استفاده، نخنما شدهاند و میتوانند علیه جذابیت هر ایدهای عمل کنند و نتیجهاش را در اغلب طنزهای روتین شبانه این اواخر میتوان دید. در این مسیر سربالایی و سرپایینی اما کارهایی هم بودند که اجازه ندادند ویژگیهای خلاقانهشان ته بکشد. کارهایی که با نگاه به تیتراژشان اسم دو نفر دستمان میآید: پیمان و مهراب قاسمخانی. ویژگیهایی که میخواهیم مرورشان کنیم و رمز موفقیت قاسمخانیها را پیدا کنیم.
موقعیتهای تازه
پیمان و مهراب آفت «تکرار» را خیلی خوب میشناسند. میدانند که یک موقعیت هرچقدر جذاب باشد و اشتیاق بیننده را برای تماشایش تحریک کند، فقط تا چند وقت «تازگی» دارد. بنابراین از خطر «سراغ موقعیتهای جواب پسداده رفتن» فرار میکنند و برای قصه و شخصیتهایشان دنبال موقعیتهای جدید میگردند. موقعیتهایی که در نگاه اول، شاید برای نوشتن فیلمنامه یک درام هم پیچیده و سخت به نظر برسند. موقعیتهایی مثل یک ساختمان پزشکان، یک شرکت خصوصی ساده یا یک روستا (که شرح بیشترشان را در ستون روبهرو میخوانید). هنر قاسمخانیها اینجاست که خودش را نشان میدهد. آنها موقعیتها و شخصیتهایشان را تنیده درهم انتخاب میکنند و تا جایی که یک ذهن خلاق میتواند، به جزئیات و قابلیتهایش پر و بال میدهند. همین میشود که میتوانند در فضای یک شرکت خصوصی با محوریت کارمندهایش (در «پاورچین») کلی اتفاق تازه و جذاب به وجود بیاورند یا در یک ساختمان پزشکان ساده، با نشان دادن جزئیات روزمرهای که در مطب هر دکتری اتفاق میافتد، یک مجموعه موفق بسازند.
پرداخت دقیق کاراکترها
جز موقعیتهای نو، شخصیتهای پرداخته قاسمخانیها هم تر و تازهاند. آنها آدمهای قصههایشان را از فضا نمیآورند (البته جز در «مسافران»!)، بلکه سراغ آدمهایی میروند که پیش از این، کمتر دستمایه درام یا کمدی قرار گرفتهاند. شخصیتهایی که لزوما در معرفی اولیهشان جذابیت خارقالعادهای ندارند اما پرورشدهندههایشان میدانند این شخصیتهای نه چندان پیچیده را در چه موقعیتهایی و در کشمکش با چه شخصیتهایی قرار دهند که کمدی خلق شود. مثل همین دزدهای سریال دزد و پلیس که یک جفت سارق سادهاند اما از دسترفتن حافظه یکیشان درکنار خنگ بودن دیگری، موقعیتها و کمدیهای ریزی خلق میکند.
آشنایی با طنز روز دنیا
اگر یکی دوتا از مصاحبههای هر کدام از برادران قاسمخانی را خوانده باشید، دستتان میآید که هیچکدامشان از دیدن سریالهای روز دنیا غافل نیستند. کمدی و درام و جنایی هم فرقی نمیکند. البته این بهروز بودن هیچوقت باعث کپیکاری عین به عینشان از کارهای موفق روز نشده. برعکس، در بیشتر فیلمنامههایشان ایدههای نو و موفق را به شدت ایرانیزه کردهاند؛ مثلا اگر در مجموعههای کمدی موفق دنیا (مثل «دوستان») اغلب شخصیتها باهوشند و با ذکاوت و طنازیکلامشان، تماشاگر را غافلگیر میکنند و میخندانند، شخصیتهای جذاب مجموعههایی مثل ساختمان پزشکان، شبهای برره یا همین دزد و پلیس که بار اصلی کمدی قصه را به دوش دارند، عادی و حتی گاهی خنگ و دستو پا چلفتیاند. این آدمها گرچه تکیهکلامها یا رفتارهای طنزآمیز دارند اما سطح شوخیهایشان مطابق با ظرفیت و سلیقه عمومی مخاطبان تلویزیون خلق شده. مخاطبی که شاید حوصله ندارد در یک مجموعه کمدی شبانه، طنز پیچیده شده در تکیه کلامهای روشنفکری را کشف کند و به آنها بخندد. به همین دلیل هم عموم مخاطبین با کاراکترهای شبهای برره و پاورچین بیشتر از کاراکترهای ساختمان پزشکان و مسافران همدلی و همراهی میکنند.
نبودِ شوخیهای اساماسی
در فیلمنامهای که پای آن اسم یکی از قاسمخانیها نوشته شده، ردپای اندکی از شوخیهای پیامکی پیدا میشود. شوخیهایی که دستمایه خیلی از آثار کمدی تلویزیونی و سینمایی این روزهاست اما از شدت پرداخت بیخلاقیت، نه تنها خندهدار نیستند که گاهی به بینمکی مفرط هم میرسند. در قاسمخانیسم(!) اما کمدیهای کلامی ابداع میشوند و اگر در شرایطی به اتفاقی روزمره هم کنایه بزنند، برای این کنایه جای خوبی در فیلمنامه در نظر گرفته شده است. به عبارتی، شوخیهای کلامی در این فیلمنامهها هدفدار و بهجا هستند و کمتر به یک تکهپرانی ساده برای خنداندن مخاطب تبدیل میشوند.
بازیگرهای کلیشه نشده
تنها ویژگی غیرمکتوب (به معنی ویژگیای که لزوما در فیلمنامه نوشته نمیشود) در کارهای برادران قاسمخانی، بازیگرهایی است که برای شخصیتهایشان انتخاب میکنند. بازیگرهایی که البته با نظر کارگردان و تهیهکننده انتخاب میشوند اما انگار در زمان نوشتهشدن فیلمنامه هم به آنها فکر شده است. بازیگرهایی که یا کمتر دیده شدهاند و برای مخاطب تازگی دارند (مثل بهنام تشکر در ساختمان پزشکان یا حسن معجونی در مسافران) یا برایشان در یک کمدی شبانه نقش و شکل و شمایل تازهای در نظر گرفته شده (مثل هومنبرقنورد، شقایق دهقان و حمید لولایی در دزد و پلیس ). انتخابی که هم موفقیت کار را تضمین میکند و هم بازیگر را از تکرار و در کلیشه ماندن نجات میدهد.
ادامه این پرونده خواندنی به همراه گفت و گویی جذاب با
مهراب قاسم خانی و شقایق دهقان
در شماره ۳۸۳ همشهری جوان
محبوبه افتخاری

سال هشتم، شماره ۳۸۳/ شنبه ۱۳ آبان ۹۱/ ۸۸ صفحه/ ۸۰۰ تومان
جوان ایرانی
هدف المپیک ۲۰۲۰ / جوانترین طراح مسابقات پرش با اسب جهان یک ایرانی است (صفحه ۲۶)
گزارش
اینجا سلف است پایتخت دانشگاه/ یک گزارش تصویری خوشمزه از خوراکیترین مکان دانشگاهها (صفحه ۲۸)
تکثیر تاسف انگیز عقربهای سیاه!/ این روزها خالکوبی همه جورمشتریای دارد (صفحه ۳۰)
مدرسه پولدارها/ گزارش نفوذی همشهری جوان از مدارس غیرانتفاعی شگفتانگیز (صفحه ۳۲)
سخت نگیر، زن بگیر/ هنوز هم دریافت انواع خدمات عروسی با ۵۵۰ هزار تومان بیشتر به یک شوخی شبیه است تا واقعیت! (صفحه ۳۴)
سبک زندگی
آب گوشت بزباش بخور و خوش باش/ آبگوشت غذایی است که برای یکبار هم که شده باید امتحانش کرد (صفحه ۳۶)
سینما
تماشای خوش آب و رنگ اندوه/ چرا «بغض» با همه تلخیاش، فیلمی دیدنی از آب درآمده است؟ (صفحه ۴۰)
یک سریال خوشمزه و شیرین بامدیریت برادران قاسمخانی/ یک پرونده مفصل درباره کمدی بامزه «دزد و پلیس» (صفحه ۴۲)
ورزش
نفستنگی/ گران شدن دلار اوضاع فوتبال را به هم ریخته (صفحه ۴۸)
خداحافظ یک بار دیگر/ چرا رفتن مایکل شوماخر از فرمول یک اینقدر مهم است؟ (صفحه ۵۰)
ادبیات
قصه مردی که اخم نداشت/ نوستالژی گلآقا در روزهای نمایشگاه مطبوعات (صفحه ۵۲)
گفتوگو
چلوکباب بخورید، دوپینگ نه!/ یک جلسه سوال و جواب ِتند و تیز با حجتالاسلام نقویان (صفحه ۵۶)
جهان
فیل بهتر است یا الاغ؟/ روانشناسی دو مدعی اصلی رقابت انتخابات آمریکا (صفحه ۶۰)
برو سر اصل مطلب!/ آیا اخضر ابراهیمی موفق میشود؟ (صفحه ۶۲)
روزها
باران رحمت/ به جز آیه غدیر، بسیاری آیات دیگر قرآن هم در وصف مولای ما است (صفحه ۶۶)
بازها
آیتی باز: استاد همهچیزدون/ ۱۰ جستوجوی خاص گوگل که نتایج غیر معمولی نشانتان میدهند (بخش اول) (صفحه ۷۰)
فیلم باز: به سادگی خشخش جارو/ «نارنجیپوش»، آخرین ساخته سرخوشانه مهرجویی به شبکه نمایش خانگی رسید (صفحه ۷۲)
کتاب باز: مرگ ضرب میشود/ یک رمان نوجوانانه دیگر (صفحه ۷۴)
موسیقی باز: خوابهای فیوژن در راه است.../ ۱۹ آبان، گروه «افشارستان» برای مخاطبان خاصش برنامه اجرا میکند (صفحه ۷۵)
عشق +۲
حریم من است، ایست!/ اصولا حریم خصوصی در زندگی مشترک چه معنایی دارد؟ (صفحه ۷۶)
موفقیت
رام کننده اژدها نیازمندیم!/ چطور می شود جلوی دردسرهای خشمگین شدن را گرفت؟ (صفحه ۷۸)
صفحه آخر
عشق مثل تهدیگ لوبیاپلو میماند! / مهمان این هفته: امیرعلی نبویان (صفحه ۸۰)