| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |

پایاننامهنویسی کم کم دارد به یکی از کارهای دانشجویی یا دانشگاهی رایج در بین جوانان تحصیلکرده جویای کار تبدیل میشود؛ کاری که درآمدش برای گذران روزگار بد نیست.
«انجام پروژههای معماری، گزارش کارآموزی، پایاننامه، طبقه بالا»؛ «فروش پایاننامههای دانشگاهی، همه رشتهها داخل پاساژ» آقایی که کنار ورودی پاساژ ایستاده، مرتب این جملات را تکرار میکند. از کنارش که رد میشوی، با صدای بلند میگوید: «پایاننامه نمیخوای؟» یک تابلو هم دستش دارد و جمعیتی را که از کنار او رد میشود به داخل پاساژ راهنمایی میکند. داخل پاساژ هم پر است از مغازههایی که کم و بیش، به قول خودشان دستی در ارائه خدمات پایاننامه دارند. داخل هرکدام تعدادی دانشجو ایستاده، بعضیها تابلوست که دارند حرص میخورند تا زحمتشان به بهترین شکل تایپ، صفحهبندی و صحافی شود، یک سری هم از پیشانیشان معلوم است فقط دغدغهشان این است که جنس خوب پیدا کنند که لنگهاش لااقل در دانشکده خودشان پیدا نشود.
ادامه مطلب ...
همشهری جوان/شماره 359:
ورزشگاه شهرداری، شمال غرب شهر و کنار جاده کمربندی قرار دارد. درست مثل موقعیت ورزشگاه آزادی نسبت به تهران و تقریبا به همان میزان از مرکز شهر دور است. نیروی انتظامی، بلواری را که به سمت ورزشگاه میرود بسته و طرفداران دارند با پای پیاده میروند. اوایل بلوار همه شاد و سرخوشند، بیشتر از دو ساعت به آغاز مسابقه مانده و همه دلی دلی کنان و خرامان راه میروند اما وقتی چشمان شان به در ورودی بسته ورزشگاه و جمعیتی که از سر و کول هم بالا میروند، میافتد، بهت زده به سمت در میدوند وخودشان را لای جمعیت جا میدهند بلکه بتوانند وارد ورزشگاه شوند. این وسط کافیست تا دوربین نود و گزارشگر آشنایش را با میکروفونی که لوگو نود رویش نقش بسته ببینند تا سر درد و دل شان باز شود: «آقا! ما سه ساعته اینجاییم». «این ورزشگاه جا نداره باید میانداختن تو تختی خرم آباد. اونجا 30 هزارتا جا داره» و.... از بین نردهها میشود زمین چمن را دید. چمنی که زیر نور تند آفتاب براق شده. فقط دو طرفش سکوست و بیشتر شبیه یک زمین چمن برای بازی و تمرین کارمندان اداره است تا محل برگزاری مهمترین بازی فوتبال لرستان. تماشاگران زرنگتری که تعدادشان بیشتر از 5 هزار نفر ظرفیت اسمی ورزشگاه است، همه سکوها را با پارچههای آبی، پرکردهاند. صدای نامفهوم شعار و همهمه به گوش میرسد که گهگاهی کلماتی مثل دورود و گهر درآن مشخصترند.
ادامه مطلب ...