X
تبلیغات
رایتل

همشهری جوان

پاتوق دوستداران همشهری جوان

یادداشت احسان رضایی در همشهری جوان 391




چرا اربعین و عدد چهل این قدر اهمیت دارد؟



در سنت فرهنگی همه تمدن‌ها، هر عدد نماد موضوع یا مفهوم خاصی است. یک نماد ذات ازلی خداوند است، دو به معنای قطبیت و تقسیم و نماد آفرینش است، سه نشانه یک دور کامل از زندگی (گذشته، حال، آینده یا آغاز، میانه، پایان) است، چهار عدد نظم است، پنج نشان عشق است و همین طور تا آخر ... در این میان 40 یکی از خاص‌ترین اعداد است.

 


40 و اربعین، نمادی از حالت انتظار، کسب آمادگی و رسیدن به کمال است. از هر چیزی 40 واحد که بگذرد، انتظار داریم این گذشتن اربعین، آغاز مرحله و حرکتی جدید باشد. چنان که در قیام کربلا، اربعین شهدا، با به زیارت آمدن جابر بن عبدالله انصاری همراه شد و سنت زیارت کربلا و پیمان بستن با شاه شهیدان از همین‌جا آغاز شد. در تاریخ معاصر هم به یاد داریم که پیروزی انقلاب اسلامی، از مجموعه‌ای از اربعین‌های به هم پیوسته به دست آمد. ابتدا در 19 دی 1356 مردم قم برای اعلام خشمشان از توهین به مرجعشان تظاهرات کردند، 29 بهمن اربعین شهدای این تظاهرات در تبریز برگزار شد، در اربعین شهدای تبریز مردم یزد برخاستند، ... تا 17 شهریور تهران  و 24 مهر و به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان.

 


این مفهوم نمادین عدد 40، کاملا موضوعی مذهبی است و از زندگی پیامبران گرفته شده است. موسی 40 شب را در کوه طور گذراند (به تصریح قرآن ابتدا قرار بود 30 شب بماند اما خداوند 10 شب افزود تا این ایام تمام و کامل شود)، عیسی 40 روز در بیابان مورد وسوسه شیطان قرار گرفت، اما عاقبت شیطان را راند و وارد باغ جتسمانی شد (نمادی از ورود انسان کامل به بهشت) و بالاخره پیامبر ما در 40سالگی به نبوت رسید. طبق سنت، عدد 40، عدد خاص پیامبر ماست؛ چراکه در حروف ابجد این عدد معادل حرف میم است و در نام پیامبر ما دوبار میم تکرار شده.

 

حتی در اسم آسمانی آن حضرت (احمد) هم این میم وجود دارد. اگر از این نام، میم را برداریم «احد» به جا می‌ماند که به معنای یک است و نماد توحید. از همین‌جاست که عارفان گفته‌اند فاصله بین خداوند و پیامبر خاتم که الگوی همه انسان‌هاست، 40 منزل یا 40 قدم است. اینکه کتاب «احیاء علوم الدین» امام غزالی 40 فصل دارد، یا خواجه عبدالله انصاری مراحل سلوک را 40 منزل توصیف کرده، از همین‌جاست. سنت چله‌نشینی هم از همین‌جا آمده. عطار در «مصیبت‌نامه» تجربه عرفانی یک نمونه از این چله‌نشینی‌ها را شرح داده.


اینکه در بعضی روایت‌ها و داستان‌های عامیانه هم از عدد 40 برای انجام کاری استفاده شده است، باز ناظر به همین آمادگی و کمال است. علی بابا با 40 دزد بغداد مواجه می‌شود، پادشاهی نصایح 40 وزیر را می‌شنود، قهرمان باید 40 ماموریت را انجام بدهد، ... همه اینها یعنی انتظار برای کامل شدن. در حکمت قدمی‌ها سن بلوغ عقلی 40 سال بود و دوره بارداری و کامل شدن جنین را 40هفته می‌گفتند.

 

در ضرب‌المثل می‌گویند «اسبی که بعد از 40سالگی بخواهد یورتمه یاد بگیرد، به درد صحرای قیامت می‌خورد» کنایه از اینکه کسی که بعد از 40سالگی هنوز ناتوان یا کم عقل باشد، امیدی به اصلاحش نیست. معتقد بودند اگر مردی 40 روز نماز صبحش را زیر چراغ مسجد جامع بخواند، با خضر که راهنمای جویندگان نور عرفانی است دیدار خواهد کرد. در مصر رسم است که برای برکت نوزادشان در آخرین جمعه ماه رمضان از 40 مرد نمازگزار در مسجد می‌خواهند تا سوره حمد را برای آن کودک بخوانند.


حدیثی متواتر از پیامبر(ص) هم نقل است که «هر کس از امتم 40 حدیث درباره مسائل دینی حفظ کند، خداوند او را در قیامت با فقیهان محشور می‌کند» سنت «چهل حدیث» نوشتن هم از همین حدیث شریف ناشی شده. از جمله این کتاب‌ها «اربعین» امام خمینی است که در آن 40 حدیث در موضوعات اخلاقی انتخاب و شرح شده («اجازه روایت»های حضرت امام (ره) هم در ابتدای همین کتاب آمده).


باز رسم سوگواری تا 40 روز هم از همان مفهوم می‌آید. تازه بعد از 40 روز است که سوگ کامل می‌شود و غم فراق به نهایت می‌رسد. ظاهرا این سنت ریشه در تمدن‌های بین‌النهرین دارد. اما در سایر فرهنگ‌ها هم نمونه و مشابه دارد؛ چنان که در فرهنگ انگلیسی «نفر چهلم یک صف بودن» برای توصیف یک وضعیت کاملا نومیدانه به کار می‌رود. می‌گویند امید محال سوگوار برای تغییر وضعیت در روز چهلم به ناامیدی تبدیل می‌شود. اربعین حسینی هم روزی است که مصیبت به اوج می‌رسد، اهالی کوفه متوجه عظمت خطایشان می‌شوند و سلیمان صرد خزاعی در منزلش، مجلس روضه‌ای برپا می‌کند و بر عزایی می‌گریند که هرگز به پایان نخواهد رسید.

تاریخ ارسال: 1391/12/23 ساعت 10:31 | نویسنده: امیرحسین | چاپ مطلب 1 نظر